بازهای رایانه ای
بازی های رایانه ای




فرزند جدید ترس

 

اگر بخواهیم چند تن از بزرگترین بازیسازان برتر و صاحب سبك تاریخ صنعت بازیسازی را نام ببریم، قطعاً شینجی میكامی (Shinji Mikami) جایگاه ویژه ای در میان آن ها خواهد داشت. کسی كه لقب پدر سبك وحشت را با خود یدك می كشد و به عنوان خالق عناوین بزرگی همچون Resident Evil شناخته می شود. برای یك بازیساز چه كارنامه ای درخشان تر از این می تواند وجود داشته باشد. به جرأت می توان گفت که پس از جدایی او از Capcom یكی از بزرگترین IP‌های این صنعت به سرعت افول كرد و نسخه به نسخه سیر نزولی را پشت سر گذاشت.

نور امیدی كه این روزها در دل دوستداران مغموم این ژانر می درخشد، چیزی نیست جز بازی The Evil Within كه قرار است تمام آب رفته را به جوی بازگرداند. چندی پیش، میكامی در یك بیانیه جنجالی مدعی شد كه در حال حاضر عنوان ترسناك واقعی در این نسل وجود ندارد. اینگونه جبهه گیری ها، آن هم توسط شخصی همچون میكامی تنها یك معنی می تواند داشته باشد و آن، این است كه TEW این ژانر را دوباره احیا خواهد کرد. سابقه هم نشان داده كه خلق چنین عنوانی كه واجد شرایط باشد، برای این بازیساز افسانه ای چندان كار دشواری نیست. تا كنون كه چند روزی از معرفی این بازی می گذرد، اطلاعاتی از آن توسط استودیوی بازیسازی Tango Gameworks منتشر شده كه در یك جمع بندی كلی، ساختار اصلی بازی را مشخص می كند، اما باید منتظر اطلاعات بیشتری ماند.

داستان TEW مربوط به كارآگاهی به نام سباستین (Sebastian) می شود كه درگیر یك پرونده اسرار آمیز قتل عام توسط عوامل ماوراء الطبیعه است. او وارد صحنه وقوع جرم می شود، اما پس از مدتی، گروه تجسسی كه همراهش در صحنه هستند، یكی پس از دیگری در مقابل دیدگان وی از پا درمی آیند و خود سباستین نیز بیهوش می شود. بعد از بیداری، او چیزهای باورنكردنی را می بیند كه اصلاً مناسبتی با دنیای طبیعی انسان ها ندارند. شیاطین و موجودات اهریمنی در اطرافش پرسه می زنند و سباستین متوجه می شود كه برای رهایی از این وضعیت تنها یك راه دارد و آن هم مقابله و نابود كردن تمامی آن ها است.

احتمال می رود كه سباستین كشته شده و روح او به دنیای مردگان منتقل شده باشد و اكنون روح او برای رستگاری باید تلاش كند و احیاناً اشخاص دیگری كه همچون خود او در این دنیا گرفتار شده اند را نجات دهد و رموز داستان را برملا كند. یا اینكه در حالت بیهوشی جائی در میان دنیای مردگان و زندگان گرفتار شده و به دنبال راهی برای رهایی باشد. اگر یكی از این دو احتمال درست باشد، با آنكه اطلاعات چندانی در دست نیست، انتظار یك داستان پر رمز و راز با یك تم تاریك از TEW می رود كه می تواند هر مخاطبی را در دنیای تاریك بازی غرق كند و در القای حس ترس و اضطراب نقش پررنگی داشته باشد. البته این فضا، ما را به یاد Shadows of the Damned هم می اندازد.

همانطور كه گفته شد، TEW می خواهد بازگشتی شكوهمند برای سبك Survival Horror باشد كه مدت ها است در میان بازیكن ها كم اهمیت شده است. زاویه دید بازی همچنان به سبك عناوین سوم-شخصی چون RE 4-6 و SotD است و قرار نیست مثل نسخه های كلاسیك RE‌ باشد. گفته شده كه موجودات جهنمی از هر سو به سمت سباستین حمله ور می شوند و علاوه بر آن تله های مرگبار و مكانیزم های حیله گر مانع پیشروی هر چه بیشتر او در بازی خواهند شد. اولین نكته ای كه در رابطه با گیم پلی بازی به نظر می رسد، شباهت غیر قابل انكار آن به نسخه های موفق RE است و از آنجایی كه هر دو بازی زاده ذهن خلاق میكامی هستند، چندان هم غیر منطقی نیست.

تلاش برای بقا از بزرگترین فاكتورهای TEW خواهد بود که با تركیب ترس و اكشن، این اجازه را می دهد تا از یك تله گذشته و یا در آن گرفتار شوید و به شكل وحشتناكی جان دهید و یا اصلاً از آن ها علیه موجودات اهریمنی استفاده كنید. قطعاً اسلحه های سرد و گرم به عنوان اولین وسایل دفاعی در بازی به كار خواهند رفت، اما محدودیت هایی همچون كمبود مهمات و یا جعبه سلامتی باعث می شود تا قدر تك تك گلوله هایتان را بدانید و آن ها را برای لحظات بحرانی دخیره كنید. ساختار مراحل، تلفیقی از نسخه های كلاسیك RE‌ و مجموعه Dead Space با نوآوری های خود بازی است كه تنها برای ترسناك جلوه دادن آن صورت گرفته اند.

فضاهای ترسناكی چون دالان های پیچ در پیچ و تاریك به همراه چشم اندازهای گسترده كه تداعی كننده عناوین نامبرده هستند، در TEW خواهند بود. وجود معماهای نسبتاً پرتعداد و صد البته چالش برانگیز، نوید یك بازی حقیقی در این ژانر را به علاقه مندان می دهد. از تصاویری كه تا كنون از TEW منتشر شده، می توان اینگونه برداشت كرد كه تنوع مراحل بسیار بالا است. بخشی از مراحل در محیط های در بسته و تاریك و بخشی دیگر در زیر نور ماه دنبال خواهند شد. بسیار تأكید شده كه بالانس و تعادل میان سناریوهای ترس و اكشن رعایت خواهد شد، به طوری كه در هر صحنه، بازیکن برای بقاء و پیشروی باید درگیر شود و در عین حال خود را برای بخش های ترسناك و غیر منتظره نیز آماده نگاه دارد.

از این رو، سازندگان ادعا کرده اند که می خواهند ژانر ترس را بازسازی کنند و تجربه ای با سختی و تنش بیشتر را برای بازیكنان به ارمغان بیاورند. از اصلی ترین موانع در طول بازی، مردگان و موجودات اهریمنی درون آن هستند كه چیزی ما بین زامبی های RE‌ و موجودات جهش یافته DS هستند كه از درجه سماجت بالاتری بهره خواهند برند! البته انتظار می رود که تنوع دشمنان بسیار بالا باشد و در آینده انواع دیگری از آن ها معرفی شوند. در كنار آن ها، Boss‌های غول پیكر و قدرتمند نیز نقش پررنگی در گیم پلی ایفا خواهند كرد. ظاهراً ساختار بسیاری از مناطق بازی در موقعیت و زمان های متفاوتی كه سباستین در آن ها حضور دارد، تغییر می كند كه شامل دشمنان، درها، دیوارها، اشیاء و شکل کابوس های ترسناکی که سباستین می بیند، می شود.

گویا این موقعیت ها به صورت Real-Time تغییر می کنند. المانی كه می توان از آن به عنوان یك شوك برای عناوین سبك وحشت یاد کرد. همچنین گفته شده كه روند بازی سیر سعودی خواهد داشت، به طوری كه شروعی طوفانی خواهد داشت و در حین پیشروی، ناامنی را بیشتر احساس خواهید كرد. TEW با موتور قدرتمند و به روز id Tech 5 ساخته می شود كه تا كنون نمایشی از آن دیده نشده، اما از تصاویر می توان نتیجه گرفت كه این بازی از نظر گرافیكی حتی روی كنسول های نسل حاضر هم حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت. شینجی میكامی برای معرفی بازی خود، این جمله را به كار برده است: "ما مفتخریم که TEW را معرفی کنیم. من و تیمم قصد داریم یک سری هیجان انگیز جدید را خلق کنیم تا بازیکنان یک مخلوط کامل از ترس و اکشن را تجربه کنند." این بازی در نیمه اول سال 2014 منتشر خواهد شد!



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 12:57 :: نويسنده : gamelive
بازی های همراه

 

 

AvP: Evolution

پلتفرم: Android/iOS

علاقه مندان به AvP و بازی های علمی-تخیلی حتماً باید Evolution را تجربه کنند. بخش داستانی، شما را در نقش Alien و Predator قرار می دهد و همچنین المان های گیم پلی نیز تغییر می کنند. مبارزه ها ترکیب جالبی از کارهای مختلف را پیش روی شما قرار می دهند که روند بازی را بسیار جذاب کرده اند. دنیای کشنده این بازی می خواهد بازیکنان را پای تبلت و یا تلفن هوشمندشان میخکوب کند. Evolution در سیاره ای دور اتفاق می افتد و مبارزه میان این دو موجود درنده را به نمایش درمی آورد. این بازی واقعاً تجربه جالبی خواهد بود.

Star Wars Pinball

پلتفرم: Android/iOS/Windows Phone

Pinball طرفداران خاص خودش را دارد. حتی بعضی وقت ها خود من هم آن را بازی می کنم، اما تجربه یک بازی Pinball با المان های Star Wars قطعاً هیجان انگیز خواهد بود. همچنین محیط بازی به صورت کاملاً 3D طراحی شده و پر از المان های دنیای SW است. به طور معمول خیلی ها پس از مدتی از این بازی خسته می شوند، اما SWP با فاکتورهای جذابی که دارد، شما را سرحال نگه می دارد.

Pocket Stables

پلتفرم: Android

برای خیلی ها نام Kairosoft یادآور بازی های نه چندان خوب در دنیای موبایل است، اما آن ها یک بازی شبیه سازی جالب ساخته اند که دیگر با ساخته های قبلیشان یکی نیست و المان های موفقیت آمیز بسیار زیادی دارد. همچنین المان های شخصی سازی بسیار زیادی در Pocket Stables قرار گرفته اند. شما در این بازی باید اسب های مسابقه ای تربیت کنید و کاری کنید که آن ها در رقابت های مختلف پیروز شوند. بازی دارای گرافیک جذابی است و از بخش های گوناگونی تشکیل شده که آن را دوست داشتنی کرده است.

Toy Story: Smash It

پلتفرم: Android/iOS

Toy Story بار دیگر در قالب یک بازی زیبا بازمی گردد. شخصیت های محبوب آن مانند Buzz ،Woody و... آمده اند تا شما را به ماجراجویی جدید ببرند. بازی Smash it یک بازی 3D بسیار جذاب است که به صورت معمایی با المان های فیزیکی طراحی شده است. در طول بازی هم با تمام شخصیت های این کارتون زیبا روبرو می شوید. مراحل در دنیاهای مختلفی رخ می دهند و تنوع و طراحی آن ها نیز واقعاً جلب توجه می کنند. بیش از 60 مرحله مختلف در SI قرار دارند که می توانند شما را ساعت ها سرگرم کند.

God of Blades

پلتفرم: Android/iOS/Windows Phone

اگر طرفدار بازی های Blood and Gore هستید، باید به سراغ God of Blades بروید که ترکیب ساده ای از عناوین Hack and Slash است. روند بازی نیز حالت کلاسیکی دارد و همچون داستان های حماسی پیش می رود. محیط های مختلفی در بازی وجود دارند که هر کدام از آن ها داستان خاص خود را روایت می کنند. شما به عنوان یک قهرمان باید با نیروهای تاریکی مبارزه کرده و از سیاره خود دفاع کنید. دشمنان شیطانی منتظر این هستند تا در بهترین فرصت دنیا را نابود کنند و قهرمان بازی باید مانع این کار شود.

Nfinite

پلتفرم: Android/iOS

بازی Nfinite از جمله عنوان هایی است که شما را به کهشکان های مختلف می برد و کاری می کند تا شما در آن مکان ها به جستجو بپردازید. در هر کدام از این کهشکان ها تله های مختلفی نیز قرار گرفته که شما را با چالش های فراوانی روبرو می کنند. گیم پلی بازی حالتی Arcade دارد و از گرافیک جالب توجهی برخوردار است. موسیقی ها هم حالتی کمیک مانند دارند و در نوع خودشان منحصر به فرد هستند.

Slingshot Racing

پلتفرم: Android/iOS

Slingshot Racing را می توان اولین بازی رانندگی ای دانست که به طور انحصاری برای پلتفرم هایی با صفحه لمسی ساخته شده است. محیط های آن واقعاً زیبا طراحی شده و مسیرها بسیار جلب توجه می کنند. گرافیک از نقاط قوت این بازی به حساب می آید. شما در این بازی باید مهارت های لازم برای رانندگی را فرا بگیرید و از آن ها در چالش های مختلف استفاده کنید.

Rage of the Gladiator

پلتفرم: Android/iOS

شما در نقش گراسیوس (Gracius) که یک گلادیاتور است، ایفای نقش خواهید کرد. دشمنان شما، تنها شیاطین معمولی ای نیستند که در بازی های مختلف مشاهده می کنید، اما Boss Fightهای بازی بسیار خوب و نفس گیر از کار درآمده اند. آن ها تمامی ندارند و گراسیوس باید با ترفندهای گوناگون شکستشان دهد. هر کدام از دشمنان شما دارای ضعف های خاصی هستند که با پیدا کردن آن ها می توانید راه پیروزی را بیابید.

Starcrossed

پلتفرم: Android/iOS

نتیجه ترکیب Angry Birds: Space با Super Mario Galaxy، بازی Starcrossed می شود. در این بازی باید از یک سیاره به سیاره ای دیگر بروید و آیتم های مختلفی را جمع آوری کنید. با این کار، ستاره بدست می آورید و تا جایی که ممکن است باید تعداد بیشتری از آن ها را جمع آوری کنید. البته بازی تنها چنین روندی را پیش روی شما قرار نمی دهد و سرشار از قسمت های منحصر به فرد است. گرافیک 2D آن واقعاً جذاب است و از رنگ بندی های زیبایی بهره می برد.

Rotor Episode 1

پلتفرم: Android/iOS

Rotor یک عنوان تیراندازی کلاسیک است که المان های نقش آفرینی به خوبی در آن به کار رفته است. این بازی در نمایی با زاویه دوربین ایزومتریک شما را وارد نبردهای پرهیجانی می کند. Rotor شباهت زیادی به عنوان StarFox دارد و از همین رو می تواند برای خیلی ها جذاب باشد. شما باید از سیاره مادری خود دفاع کنید و در این کار با چالش های گوناگون و بسیار سختی مواجه خواهید شد.



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 12:56 :: نويسنده : gamelive
بحرانی ترین جامعه نسل هفتم

 

سری بازی های Grand Theft Auto از معدود عناوین پرفروشی هستند كه در این نسل قربانی سیاست های منفعت طلبانه ناشر نشده اند و همواره با انتشار نسخه ای جدید، علاوه بر ثبت آمار و ارقامی سرسام آور، رو به جلو حركت كرده است. از این رو، می توان Rockstar‌ را به عنوان یكی از برترین ناشران نسل هفتم یاد كرد كه با عملكردی زیركانه توانست تمامی عناوین بزرگ خود را به تكامل رسانده و همچنین جان تازه ای به بازی های فراموش شده ای همچون Max Payne‌ و Red Dead ببخشد. در این صنعت بزرگ، محصولاتی هستند كه موفقیت تجاری آن ها تضمین شده و به همین دلیل Rockstar‌ همواره بزرگترین آن ها را می سازد.

داشتن امتیاز بزرگی چون سری GTA امری نیست كه هر تولید كننده ای از پس آن برآید و البته گاهی این حساسیت ها باعث می شوند تا همان نكات دوست داشتنی قدیمی را در نسخه های جدید این بازی ها‌ ببینیم، زیرا اعمال تغییرات بنیادین، ریسك بزرگی است كه در این روزهای پایان نسل، هر ناشری آن را به جان نمی خرد. پنجمین و بزرگترین نسخه از سری GTA این روزها دقیقاً با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می كند، زیرا وقتی ساخت یك بازی بزرگ در دست است كه میلیون ها دلار درآمد با خود به همراه می آورد، پس چه لزومی برای تغییرات وجود دارد؟ GTAV عنوانی است كه دنباله ای بسیار بلند از واژگان تحسین برانگیزی همچون "بزرگترین بازی تاریخ Rockstar" یا "آخر بازی های Open-World" و... را یدک می كشد و اگر بخواهیم به بازی های قبلی این کمپانی نگاهی كوتاه بیندازیم، واقعاً بی انصافی است كه GTAV‌ را شایسته این القاب ندانیم.

Rockstar پیش از این با GTAIV‌ توانست استانداردهای موجود را در میان بازی های Open-World جابجا كند و بعد از آن موفق ترین بازی Western را با نام Red Dead Redemption‌ شكل دهد. سپس با Max Payne 3 بازگشتی درخور و شكوهمند برای یك قهرمان محبوب و بازنشسته ترتیب داد و این ها چیزی نیست كه بشود به راحتی از كنارشان گذشت. اگر سیر صعودی بازی های Rockstar از GTAIV‌ تا GTAV‌ را ملاك قرار دهیم، همین بس كه با بزرگترین پروژه تاریخ این شركت آن هم در پایان نسل مواجه هستیم. یكی از نكات مثبت نسخه های متفاوت این سری، متغیر بودن شخصیت های قابل بازی آن ها بوده كه Rockstar به خوبی توانسته شخصیت های متفاوت و متعددی برای این مجموعه خلق كند.

GTAV‌ با هدف قرار دادن فرهنگ و ناهنجاری جوامع غربی، وقایع داستانی بازی را به Los Santos و خیابان های بی رحمش كشیده است. البته این شهر با آن نمونه ای كه پیش از این در GTA: San Andreas‌ دیده شده، تفاوت بسیاری دارد. Los Santos بسیار گسترده تر است و با جزئیات باورنكردنی ای همراه است كه در بر گیرنده بزرگترین دنیای موجود در این سری بازی ها است. ماجراهای بازی حول محور 3 شخصیت اصلی با نام های مایکل (Michael)، ترور (Trevor) و فرانکلین (Franklin) است كه هر كدام دارای ویژگی های شخصیتی متفاوتی هستند و دنیای بازی بصورت متفاوتی از دیدگاه این 3 نفر از 3 طبقه مختلف جامعه روایت خواهد شد.

گفته شده كه هر 3 شخصیت با یكدیگر در ارتباط و بصورت مشترك یا انفرادی داستان بازی را پیش می برند كه این امر در طول تاریخ این سری بی سابقه بوده است. همانند گذشته، اهداف و مأموریت های اصلی و فرعی در داستان وجود دارند كه در بخش اصلی، هر 3 شخصیت به طرق مختلف حضور خواهند داشت و هر كدام نقشی را ایفا خواهند كرد. نكته مثبتی كه بسیار خوشایند به نظر می رسد، امكان جابجایی در میان هر 3 شخصیت در هر بازه زمانی در وقایع خواهد بود كه این اجازه را می دهد تا بازیكن هر بخش از داستان را از دید یك شخصیت دنبال كند و این امر یك استثناء در میان عناوین اینچنینی محسوب می شود.

اولین و اصلی ترین شخصیت بازی، مایكل 40 ساله است كه تجربه بسیاری دارد و به نوعی مغز متفكر گروه در طول مأموریت ها خواهد بود. او صاحب خانواده ای است كه دوران بحرانی خود را پشت سر می گذارد و گویی حتی در زندگی مشتركش هم به بن بست برخورد كرده است. سازندگان تمركز بسیاری روی شخصیت او داشته اند كه به نظر می رسد قرار است تداعی كننده شخصیت های برتر نسخه های قبلی باشد. دومین شخصیت بازی، ترور است كه به عنوان دست راست مایكل در گروه، ایفای نقش می كند. او دچار اختلالات روحی و روانی شده و این مورد بر زندگی روزمره وی تأثیرات بسیاری گذاشته است. به نظر می رسد که عواقب این اختلالات در داستان نقش مهمی داشته باشد.

سومین و آخرین شخصیت بازی، فرانكلین است كه به عنوان یكی از مزدوران و عوامل دلالی اتومبیل در ایالات متحده از آن یاد می شود. هر 3 شخصیت دارای سرگذشت و داستانی متفاوت در دنیای بازی هستند كه در تبدیل شدن آن ها به بزرگترین تبهكاران شهر بی تأثیر نبوده است. متأسفانه تا كنون هیچگونه ویدیوئی از گیم پلی بازی پخش نشده، اما طبق اطلاعات موجود، GTAV از هر نظر یك پیشرفت محسوب می شود. همانطور كه گفته شد، هر 3 شخصیت در مأموریت های اصلی بازی حضور خواهند داشت و عهده دار نقشی خواهند بود.

به عنوان مثال، اگر در جریان بازی، توسط گشت های پلیس تحت تعقیب قرار بگیرید، می توانید در نقش راننده، پلیس ها را گمراه كنید یا اینكه با استفاده از منوی Switch Characters جابجا شده و در نقش شخص دوم از یك مكان ناشناس با اسلحه دوربرد اتومبیل های پلیس را از دور خارج كنید یا اینكه به وسیله نفر سوم، از آسمان با بهره گیری از یك هلیكوپتر مانع پیشروی پلیس ها شده و شخص مورد تعقیب را فراری دهید. از این قبیل همكاری ها در جریان بازی به وفور اتفاق خواهد افتاد و در واقع هسته گیم پلی GTAV‌ را همكاری گروهی در پیشبرد اهداف تشكیل می دهد. محیط های بازی مقیاسی بزرگتر از آخرین بازی های Open-World این کمپانی دارد كه حتی تصور آن هم عالی به نظر می رسد. محیط ها با جزئیات بسیار زیاد طراحی شده و اعمال NPC‌های بیشمار كه گفته می شود تعداد آن ها از 100 نفر در هر صحنه تجاوز می كند، كاملاً عادی و طبیعی خواهد بود.

سازندگان مدعی شده اند كه زندگی حتی در میان آب دریاها و كف اقیانوس ها هم جاری است و علاوه بر انسان ها حیوانات نیز در دنیای بازی وجود خواهند داشت. تنوع و تعداد وسایل تقلیه موجود در GTAV كه همیشه از علل محبوبیت این سری بوده، سرسام آور است و گفته شده كه حتی برای طراحی دوچرخه ها هم از مدل های بسیاری استفاده شده است. همچنین سیستم كنترل وسایل نقلیه هم دستخوش تغییرات مثبتی شده و در بالاترین سطح در سری خود قرار می گیرد. چنانكه به نظر می رسد GTAV‌ حتی عناوین مسابقه ای سال را نیز به مبارزه طلبیده است. نكته ای كه گیم پلی بازی را واقع گرایانه جلوه می دهد، وجود باك بنزین موجود در آن در اتومبیل ها است كه امكان دارد هر لحظه تمام شود و برای از سرگیری حركت، باید مجدداً سوخت گیری كرد.

در ادامه، همچون گذشته سیستم مبارزات تن به تن و با استفاده از سلاح سرد و گرم در بازی وجود دارد كه اصلاحاتی در این بخش نیز اعمال شده و نسبت به گذشته در سطح بهتری قرار دارد. البته متأسفانه هیچگونه مستندات تصویری برای گفته های ما وجود ندارد و تمامی نكات ذكر شده از گفتگوهای به ثبت رسیده با سازندگان بازی و اطلاعات فاش شده آن منقول است. به طور كلی، باید اعتراف كرد كه بهبودهای حاصل شده بسیار عالی و تحسین برانگیز بوده و قطعاً دوباره رضایت طرفداران بازی را به دنبال خواهد داشت.

GTAV‌ مانند سایر بازی Rockstar در نسل هفتم از موتور قدرتمند RAGE بهره برده كه دستخوش اصلاحات تازه ای هم شده است. در ضمن نباید فراموش كرد كه Max Payne 3 در سال 2012 یكی از برترین بازی های گرافیكی سال بود و قطعاً GTAV از نظر گرافیكی فوق العاده خواهد بود. اینگونه كه به نظر می رسد، GTAV این پتانسل را دارد كه به بزرگترین پروژه تاریخ دو شركت Rockstar و Take-Two تبدیل شود و اوج تكامل بازی های Open-World را به نمایش درآورد. لیست بلند بالای نكات مثبت، این بازی را در رتبه اول بسیاری از نشریات و منابع معتبر قرار می دهد. GTAV در تابستان سال جاری برای كنسول های نسل هفتم عرضه می شود و این قابلیت را دارد كه به یكی از بهترین بازی های نسل تبدیل شود.



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 12:56 :: نويسنده : gamelive
سفری به تمدن بیگانه ها

 

استودیوی Bungie قصد دارد در دنیای Destiny ما را با یک بازی تیراندازی نوآور آشنا کند. این بازی قرار است برای کنسول های نسل حاضر و نسل بعد ساخته شود. آن ها نام های مختلفی را برای سلاح های موجود در بازی انتخاب کرده اند که در نوع خودشان بسیار جالب هستند. اسامی ای مانند Phaser of all Fools ،Thorn ،Pocket Infinity و Super Good Advice از جمله آن ها به حساب می آیند. Destiny در دنیایی رخ می دهد که تاریخچه بسیار طولانی ای دارد و در هر قسمت آن فرهنگ و تمدن خاصی طراحی شده است. حتی مردم هر سرزمین از ابزارهای خاص خود استفاده می کنند. تنها نژاد پیشرفته و قدرتمند، انسان ها هستند که از دنیای Destiny محافظت می کنند. آن ها از سلاح هایی باستانی استفاده می کنند که قدرت زیادی دارند.

Bungie با آن چیزی که از دنیای Halo بدست آورده، این بازی را ساخته و به همین دلیل نمی توان منکر شباهت های آن ها با یکدیگر شد. Destiny مدتی پیش به نمایش درآمد و Activision رسانه های مختلف را به دفتر مرکزی اش در سیاتل دعوت کرد و درباره قابلیت های آنلاین و Social این بازی صحبت کرد. البته آن ها اعلام کردند چیزی که اکنون از بازی منتشر شده، مربوط به مراحل اولیه می شود و بازی از هر نظر پیشرفت های چشم گیری خواهد داشت. آقای مارکوس لتو (Marcus Leto) که Creative Lead بازی Halo: Reach بوده، می گوید: "ما در حال حاضر هیچ ایده خاصی برای Destiny نداریم، اما این بازی قطعاً یک Halo دیگر نخواهد بود. Bungie مدت 10 سال است که ایده ساخت این بازی را در ذهن داشته و اکنون که دیگر وظیفه ساخت سری بازی های Halo را ندارد به آن جامه عمل پوشانده است."

آن ها سعی کرده اند که بازی از جزئیات داستانی خوبی برخوردار باشد و به همین دلیل تاریخچه، نام های مختلف و تمدن های گوناگونی را برای آن خلق کرده اند. اریک هیرشبرگ (Eric Hirshberg) از Activision می گوید: "ما با خلق یک دنیای بزرگ شروع کرده ایم، اما قانون های این دنیا چیست؟ سیاست های حاکم و تاریخ آن چیست؟ اسطوره ها و افسانه های این دنیا چیست؟ قهرمان های این دنیا به چه صورت هستند؟ من احساسی همانند Bungie دارم و می دانم که آن ها چیزهای منحصر به فرد زیادی را در بازی خودشان قرار داده اند تا دنیای آن جذاب شود. این موضوع باعث می شود تا در محیط جستجو کنید و این چیزی است که همه می خواهند. این موضوعی است که به بخشی از مراحل تولید بازی تبدیل شد."

در حالیکه بازی های هم سبک این عنوان سعی می کنند تا جوامع مختلف را از هم دور نشان دهند، Destiny آنقدر بزرگ و وسیع طراحی شده که بیش از 700 سال از اتفاقات گوناگون را به نمایش درمی آورد. در این بازی متوجه می شوید که بیگانگان به چه صورت حمله می کنند و سفینه Traveler که به اندازه یک ماه بزرگ است، ماجراهای مختلفی را روایت خواهد کرد. بازماندگانی که از حمله بیگانه ها نجات پیدا کرده اند، اکنون در یک شهر زندگی می کنند که توسط یک شرکت نیکوکار بسیار مرموز ساخته شده است. برای اینکه بتوانید وارد این سفینه شوید، به سیاره های مختلف بروید و در فضای بی پایان Destiny حرکت کنید، باید از قدرت های ویژه ای استفاده کنید. بازیکنان در این بازی سعی می کنند تا دوران طلایی انسان ها را دوباره بازسازی کنند.

آن ها می خواهند تمدن های خاکستر شده را از نو بنا کنند و برای این کار ماجراهای مختلفی را پشت سر خواهند گذاشت. مأموریت های بازی و خط داستانی آن در طول کهکشان و سیارات مختلف پراکنده شده و شما می توانید به زمین، ماه، مریخ و قسمت های دیگر بروید. جیسون جونز (Jason Jones) بنیانگذار Bungie می گوید: "مکان های آشنای مختلفی را در این بازی مشاهده خواهید کرد که روند آن را تغییر خواهند داد و با نیروهای بیگانه گوناگونی روبرو می شوید که شما نمی توانید آن ها را درک کنید. شخصیت های بازی دارای قابلیت ها و زره های متفاوتی هستند که به وسیله آن ها می توانند با دشمنان مبارزه کرده و در برابر جنگ افزارهای بسیار قوی و بزرگ آن ها مقاومت کنند." جونز می گوید که بازیکنان به مکانی به نام Dust Palace خواهند رفت و در آنجا آیتم های مختلفی را پیدا می کنند که مربوط به بیگانه هایی می شوند که نسل آن ها از بین رفته است.

این تکنولوژی Charlemagne نام دارد که آن ها در زمان امپراطوری رم از آن استفاده می کردند! زمین در Destiny مکانی است که رازهای زیادی را در خودش قرار داده است. هر کدام از قسمت های بازی شما را درگیر 12 داستان مختلف خواهند کرد و به هر بخش از بازی که می روید، راه های گوناگونی پیش روی شما قرار می گیرند. در Destiny به قمرهای سیاره های زیادی خواهید رفت. یکی از آن ها، قمر Europa از سیاره Jupiter است. در آنجا شما شهری را مشاهده می کنید که در یخ از بین رفته است. در طول بازی به مکان هایی می رسید که با نگهبانان دیگری روبرو می شوید که آن ها نیز مانند شما بازیکنانی هستند که به آنجا آمده اند. بعضی مواقع مأموریت آن ها با شما متفاوت است، اما یک داستان را دنبال خواهید کرد. Destiny را می توان با شخصیت های مختلفی بازی کرد و هر بار داستان جدیدی را تجربه کرد. این بازی با تمام عنوان های تیراندازی که تا کنون تجربه کرده اید، متفاوت خواهد بود. هنوز تاریخ عرضه بازی مشخص نشده، اما در سال 2014 باید منتظر آن باشیم.



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 12:55 :: نويسنده : gamelive
اتحاد سبز

 

 

به تازگی نسخه جدیدی از سری بازی های TMNT معرفی شد. المان های اکشن Teenage Mutant Ninja Turtles: Out of the Shadows طوری با فاکتورهای جدید پلتفرمر ترکیب شده که طرفداران قدیمی این مجموعه را نیز راضی می کند و همچنین روند آن را هیجان انگیزتر کرده است. OotS شبیه عناوینی است که به وسیله Unreal Engine 3 ساخته شده اند، اما شکلی کاملاً کارتونی دارد. لئوناردو (Leonardo)، داناتلو (Donatello)، رافائل (Raphael) و مایکل آنجلو (Michelangelo) به شکل بسیار واقعی ای طراحی شده اند و در محیط بازی زیبا به نظر می رسند. دنیای OotS به شکل کتاب های کمیک است و فضای تاریک و جالبی را به نمایش درمی آورد.

این موضوع را در مورد شهر نیویورک نیز خواهید دید که کاملاً رنگی است و طرفداران این سری آن را دوست خواهند داشت. تا این لحظه، چیز زیادی از داستان بازی بیان نشده، اما کار روی سیستم مبارزه ها تکمیل شده و به نظر جالب از کار درآمده است. هر کدام از لاکپشت ها با سبک منحصر به فرد خود می جنگند. رافائل به سبک Muay Thai مبارزه می کند و می تواند به داناتلو و مایکل آنجلو کمک کند. در این بازی به خوبی می توانید یک تیم کاملاً قدرتمند از 4 شخصیت فوق العاده را داشته باشید. همان طور که لاکپشت ها متفاوت هستند، المان هایی وجود دارند که این تیم را در کنار هم نگه می دارند و به نوعی نقطه اشتراک آن ها به حساب می آید.

OotS از جمله بازی هایی است که می توان در هر زمان آن را به صورت Co-op بازی کرد. این قسمت به صورت Drop-in/Drop-out طراحی شده و در مواقعی بازیکن دوم در بازی حضور ندارد، هوش مصنوعی کنترل دیگر شخصیت ها را به دست می گیرد. همچنین برای جذاب تر شدن این بخش، ضربه های ترکیبی ای وجود دارند که تنها به وسیله دو شخصیت قابل اجرا هستند. این فنون باعث می شوند تا قدرت بیشتری را از لاکپشت هایی که آن ها را کنترل می کنید، مشاهده کنید. حرکات ترکیبی آن ها بیشتر بر اساس کارتون های دهه 90 این مجموعه طراحی شده اند. حتی برخی از لحظه های حساس این کارتون ها را نیز در این بازی می بینید. حتی دمویی که از این بازی به نمایش درآمد، مربوط به مرحله ای می شد که از روی کتاب های کمیک الگوبرداری شده بود.

OotS می خواهد برای طرفداران کلاسیک TMNT هیجان انگیز باشد و این یعنی باید بیش از 25 سال داشته باشید! این بازی الگوبرداری های خوبی از گذشته کرده و حتی به بازی های Arkham نیز نگاهی داشته است. در حالت چهارنفره این عنوان، شما با چالش های کمتری نسبت به آن چیزی که در حالت تک نفره تجربه می کنید، روبرو خواهید شد، اما سیستم مبارزات مانند Arkham City کاملاً داینامیک طراحی شده اند. اجرای ضربه های ترکیبی ای که انجام می دهید، واقعاً به یاد ماندنی هستند و شخصیت های شما ضربه های مخصوصی را فقط برای دشمنان خاص اجرا خواهند کرد. OotS قرار است به صورت دانلودی برای Xbox 360 ،PS3 و PC عرضه شود و سازندگان قول داده اند که این عنوان می تواند برای علاقه مندان این سری از بازی ها بسیار خاطره انگیز باشد.



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 12:54 :: نويسنده : gamelive
شاه دزد

 

پس از شایعات فراوان، نسخه جدیدی از سری بازی های Thief معرفی شد. این بازی مخفی-کاری در سال 2014 برای کنسول های نسل بعد و PC راهی بازار می شود و سازندگان امیدوار هستند که بازگشت باشکوهی با آن داشته باشند. گیم پلی بازی با تغییرات جالبی همراه بوده و در مراحلی که تا کنون به نمایش درآمده، مشخص شده که کارهای زیادی را می توانید در آن انجام دهید. تا اینجای کار، طرفداران قدیمی این مجموعه می توانند خوشحال باشند که یک اکشن کلاسیک بسیار خوب را در Thief مشاهده می کنند. این بازی شما را به درون سایه ها فرا می خواند و در حالیکه بازیکنان امروزی از این موضوع فراری هستند، جذب آن خواهند شد.

Eidos تصمیم گرفته که برای ساخت دوباره Thief دست به تغییرات زیادی بزند، اما این اقدام شامل شخصیت اصلی بازی نشده و ما همچنان گرت (Garret) را مشاهده می کنیم. سازندگان می گویند که او هنوز بخشی از DNA بازی به حساب می آید و در بین 100 قهرمان برتر دنیای بازی های کامپیوتری قرار دارد. او در تاریکی قدرت های بیشتری پیدا می کند و می تواند بدون ایجاد کوچکترین صدایی، دشمنانش را از بین ببرد. همچنین گرت یک ضد قهرمان عالی نیز به حساب می آید. Eidos قصد دارد تا رفتار سابق او را در این نسخه نیز نگه دارد تا بازیکنان با او ارتباط بیشتری برقرار کنند. متأسفانه به نظر می رسد که استفن راسل (Stephen Russell) صداپیشه این شخصیت در نسخه های قبلی، در این بازی حضور ندارد و این موضوع خودش یک ضربه بزرگ به گرت وارد می کند.

اینطور که معلوم است، اپیدمی تغییر صداپیشه شخصیت های محبوب، همچنان ادامه دارد و اینبار نوبت به گرت رسیده، البته صداپیشه جدید توانسته کار خوبی ارائه دهد و حس دنیای Thief را حفظ کند. در حالیکه گرت جذابیت های گذشته اش را دارد، سازندگان برای او لباسی جدید با تجهیزات مختلف طراحی کرده اند. تا این لحظه، برخی از Take Downهای جدیدی که او انجام می دهد نیز در بازی به نمایش درآمده اند که بسیار کارآمد به نظر می رسند. گرت از تیر و کمان استفاده می کند و می تواند نوع آن ها را تغییر دهد تا در شرایط مختلف بتواند دشمنانش را از بین ببرد.

در میان سلاح های او، باید به Claw نیز اشاره کرد که به وسیله آن می تواند از ساختمان هایی بالا برود که در حالت عادی توانایی آن را ندارد. گرت با این ابزار به Batman در قرون وسطی تبدیل می شود که در میان تاریکی دشمنانش را شکار می کند. او دارای قابلیتی به نام Focus است که می تواند از آن در طول بازی به مراتب استفاده کند. این قابلیت مانند کارهای کارآگاهی ای است که در Arkham City مشاهده کرده بودیم یا همان حالت Survival Mode یا Eagle Vision در بازی های Tomb Raider و Assassin's Creed است. گرت با این قدرتش می تواند محیط را به خوبی بررسی کرده و برخی از قابلیت هایش را تقویت کند. به طور مثال، با سرعت بالایی حرکت کند یا درهای قفل را سریع تر باز کند.

حتی این قابلیت روی روند مبارزه های او نیز تأثیرگذار است، به طوری که می تواند سرعت مبارزات را کم کند و با تمرکز بیشتری بجنگد. حتی گرت در این حالت می تواند آناتومی بدن دشمنان را مشاهده کند و قسمت های حساس آن ها را مورد حمله قرار دهد. اگر در این بازی کارها را به خوبی انجام دهید، لازم نیست که حتی یک نفر را هم بکشید. این روندی است که بازیکنان قدیمی Thief مایل به تجربه آن هستند. شما می توانید بازی جدیدی را شروع کنید که در آن ها فقط در نقش دزدی قرار می گیرید که نه کسی را بیهوش می کند و نه کسی را می کشد. سازندگان می گویند که بازیکنان در این بازی در نقش یک قاتل قرار نمی گیرند و به همین دلیل تمرکز روی المان های مخفی-کاری نقش مهمی را ایفا می کند.

Eidos از تکنیک های گرافیکی ای در این بازی استفاده کرده که به بازیکنان کمک می کند تا محیط را به خوبی بشناسند. زمانی که شما در تاریکی قرار دارید، شکل محیط به شما می گوید که اکنون از دید همه پنهان شده اید. وقتی در بین نورهای مختلف حرکت می کنید و از تاریکی به درون نور می آیید، یک فلش سریع در تصویر به وجود می آید که بیانگر خروج شما از حالت مخفی است. گرت دارای قابلیتی به نام Swoop یا حرکت سریع است که به کمک آن می تواند به سرعت در بین مکان های مختلف حرکت کند. همان طور که از نام بازی مشخص است، شما باید کارهای مخفیانه زیادی را در طول بخش داستانی انجام دهید.

مراحل فرعی زیادی نیز وجود دارند که گرت می تواند با قبول آن ها دست به کارهای مخفی بیشتری بزند. یکی از مراحل نمایش داده شده در مکانی به نام House of Blossoms رخ می داد و ما در آن گرت را مشاهده کردیم که به دنبال تمام چیزهای قیمتی موجود در محیط است. آیتم هایی که روی میزهای مختلف و یا در جیب افراد قرار دارند، چیزهایی هستند که گرت باید آن ها را جمع آوری کند. اینجاست که قابلیت Focus کاربردهایش را به نشان می دهد. شما دنیای Thief را از چشمان گرت مشاهده می کنید و حالت اول-شخص این بازی شما را به خوبی در قالب این شخصیت قرار می دهد. این سبک همیشه، یک المان مهم در این سری بوده، اما سازندگان تغییرات زیادی در این زوایه دید ایجاد کرده اند تا حس واقعی تری در بازی ایجاد شود.

مثلاً، در مبارزه ها به خوبی استفاده از شمشیر و حتی ضربه های گرت را احساس می کنید. کارهای زیاد را با دست های گرت انجام می دهید و با شخصیت های متعددی ارتباط برقرار می کنید. در آخر، بد نیست که کمی هم درباره شهری که گرت در آن حضور دارد، توضیح بدهیم. این شهر به نام The City شناخته می شود و جایی است که تمام صحنه های اکشن دنیای Thief در آن رخ می دهند. زمان بازی نیز بین دو دوره قرون وسطی و ویکتوریایی متغیر است. این شهر دارای ساختمان ها و مکان های مختلفی است که گرت برفراز بام آن ها حرکت می کند و می تواند روی برج های بلند نیز قرار بگیرد. Thief می تواند برای علاقه مندان به این سری از بازی ها بسیار جذاب و دوست داشتنی باشد و امیدواریم که به زودی بخش های بیشتری از آن را مشاهده کنیم.



دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 :: 12:51 :: نويسنده : gamelive
ارتش مزدوران

 

درخشش چشمگیر مجموعه بازی های Gears of War زمینه مناسبی برای شكل گیری و پیشرفت بسیاری از عناوین اكشن سوم-شخص فراهم ساخت. اولین نسخه از سری Army of Two از آن دسته بازی هایی بود كه به نوعی یك تقلید محض از سری موفق GeoW به شمار می آمد و با وجود مشكلات و باگ های بسیار، توانست فروش مناسبی بدست آورده و خیلی زود مطرح شود. موفقیت نسبی نسخه اول، باعث شد تا این سری ادامه پیدا كند و پس از مدتی نسخه The 40 Days عرضه شد كه انصافاً توانست بسیاری از نواقص قسنت اول را رفع كند و از زیر سایه GeoW تا حدودی خارج شود. یكی از سوپرایزهای سال 2012، معرفی نسخه ای جدید از این سری با نام The Devil's Cartel بود كه در Gamescom 2012 اتفاق افتاد. نكته عجیب این رویداد، ساخته شدن این نسخه توسط خالقان عنوان پرطرفدار Dead Space یعنی Visceral Games بود كه به نوعی موفقیت های بازی را تضمین می كرد. در نهایت، این بازی پس از حرف و حدیث های فراوان، مدتی است راهی بازار شده و باید دید كه آیا خوشنام بودن این استودیو به تنهایی می تواند عامل موفقیت TDC باشد یا خیر؟

داستان

داستان این بازی پیرامون اتفاقاتی است كه برای Alpha و Bravo در كشور مكزیك می افتند. اگر نسخه قبلی را تجربه كرده باشید، حتماً به یاد دارید كه نام شخصیت های اصلی سیلم (Salem) و ریوس (Rios) بود كه در حركتی عجیب این دو شخصیت به Alpha و Bravo تغییر نام داده اند. بازی از آنجایی آغاز می شود كه آن ها به عنوان مزدورانی گردن كلف در حال اسكورت یكی از سیاستمداران ایالات متحده به نام کوردوا (Cordova) در كشور مكزیك هستند كه پس از عبور از یكی محله های مافیایی به نام Devil's Cartel مورد حمله قرار گرفته و آن ها این فرد مهم را می ربایند. Cartelها گروهك های تروریستی مافیایی كشور مكزیك هستند كه در قاچاق مواد مخدر و اسلحه دست دارند.

سپس بازی به چند روز قبل برمی گردد كه ادامه داستان هم كاملاً مشخص است و باید به دنبال راهی برای نجات کردوا از دست تروریست ها و از بین بردن سركردگان آن ها باشید كه از همان سكانس ابتدایی قابل پیش بینی خواهد بود. متأسفانه مانند بسیاری از عناوین تیراندازی امروزی تنها با یك داستان ابتدایی و كلیشه ای برای وارد كردن قهرمانان بازی به درگیری ها هستیم كه هیچگونه جذابیتی برای بازیكنان به همراه ندارد. به جرأت می توان گفت که اگر اندك جذابیت های بازی در بخش گیم پلی نبود، هیچ انگیزه ای برای ادامه آن وجود نداشت و نتیجه كاملاً مغایر با وعده هایی است كه EA مبنی بر وجود داستانی گیرا و جذاب به طرفداران بازی داده بود.

گرافیك

زمانی كه معلوم می شد عنوانی توسط موتور قدرتمند Frostbite 2 در حال ساخت است، همگان خوشحال و بی تاب می شدند، اما سیاست های غلط و افراطی EA برای استفاده بیش از حد از این موتور، تمامی هیجانات و تب و تاب های موجود را از بین برد و این موتور نیز به سرنوشت UE3 دچار شد. TDCبر پایه موتور F2 ساخته شده كه انتظارات گرافیكی آن را بسیار بالا می برد. متأسفانه باید اقرار كنم كه این بازی با دیگر محصولات ساخته شده توسط این موتور كمی تفاوت دارد. گویی كه Visceral Games بر پتانسیل و ظرفیت بسیار بالای این موتور واقف نبوده و حداقل بهره را از آن برده است.

البته این بدان معنا نیست كه گرافیك بازی خوب نیست، اما وجود برخی مشكلات مانند كیفیت نه چندان مناسب بافت ها در بخش اعظمی از محیط و غیره از F2 بعید است. از آن گذشته، نورپردازی در مناطق پر نور، كمی ضعیف تر از محیط های كم نور و تاریك بازی به نظر می رسد. سایه زنی ها مشكلی ندارند، اما ضعف خود را در اشیاء پرجزئیات مانند شاخه و برگ های درختان نشان می دهد. همچنین وجود گوشه ها و لبه های بسیار زیاد در طراحی محیط، صحنه های چندان خوشایندی را رقم نمی زند. این مشكل حتی در اشیاء كروی مانند لاستیک اتومبیل ها و دوچرخه ها نیز وجود دارد كه بسیار زننده جلوه می كنند. از دیگر مشكلات بازی، در این بخش، باید به هوش مصنوعی نسبتاً ضعیف و ناقص دشمنان اشاره كرد كه اصلاً در حد و اندازه های یك عنوان 2013 عمل نمی كند.

در سخت ترین درجه هم كمتر مشاهده می شود كه برای از بین بردن افراد دشمن به زحمت بیفتید، زیرا آن ها به راحتی در مقابل شما صف بسته و خود را سیبل گلوله های شما می كنند. البته همراهانتان در بازی بسیار بهتر از دشمنان عمل می كنند و به خوبی به وظایف خود عمل می كنند. از مشخصه های آشنای موتور بازی، فیزیك تفكیك پذیر و تخریب پذیری بالا است كه خوشبختانه در TDC هم عملكرد خوبی را از خود بجا گذاشته است. این خاصیت بر سرعت گیم پلی تأثیر مثبتی داشته، زیرا نمی توان به جانپناه های موجود در بازی، زیاد اعتماد كرد و دائم باید به فكر حركتی جدید بود. طراحی شخصیت های اصلی و جانبی در حد خوبی است و نمی توان ایرادی از آن ها گرفت و همچنین وجود انیمیشن های پویا بر ارزش های این بازی در بخش گرافیكی می افزاید.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی در این بازی نقش مهمی دارد. تنها به هنگام شروع و اوج درگیری ها موزیک پخش می شود كه در هر بخش یك قطعه تكرار می شود. تنوع قطعات ساخته شده به لطف جناب برایان تایلر (Brian Tyler) در سطح قابل قبولی است، اما وقتی كه جنگ طولانی می شود، كمی تكراری می شوند. TDC یك عنوان موفق در بخش صداگذاری است. تمامی افكت های صوتی به گونه ای تأثیرگذار و بسیار طبیعی و هیجان انگیز شنیده می شوند. برای صدای اسلحه ها از نمونه حقیقی آن ها استفاده شده و اختلالی در آن ها دیده نمی شود. همچنین صداگذاری شخصیت های اصلی و فرعی در سطح مناسبی است. لهجه خاص مكزیكی، دشمنان را از افراد خودی متمایز می كند. انفجارها در هر نقطه ای از محیط که روی دهند، بسیار عالی به گوش می رسند و در سایر بخش ها مشكلی خاصی دیده نمی شود.

گیم پلی

TDC از فرمول آشنای بازی های سوم-شخص یعنی Dock & Cover‌ بهره می برد. این بازی از بسیاری از المان های اصلی و كلیدی عناوین Run & Gun‌ فاصله گرفته و به نوعی ادامه دهنده راه GeoW‌ به حساب می آید. همانگونه كه از نام این عنوان مشخص است، TDC بر پایه همكاری تیمی و گروهی طراحی شده و سازندگان سعی كرده اند تا دستورات و همكاری های دوجانبه را در بازی به شكلی كاربردی قرار دهند. باید گفت كه آن ها در این امر موفق نبوده و تنها توانسته اند این بخش را به عنوان یكی از المان های اعصاب خورد كن و تكراری بازی تبدیل كنند! همانند سری GeoW امكان تغییر مسیر در بازی وجود دارد و این امر به صورت انتخابی انجام می شود.

یكی از بزرگترین ایرادهای وارد بر آخرین نسخه GeoW مراحل كوتاه و پایان هر بخش پس از رسیدن به یك در بزرگ بود كه متأسفانه این مشكل به شكل جدیدی در TDC هم وجود دارد. هر مرحله از بازی در جلوی در ورودی آغاز و پس از مدت كوتاهی در مقابل در دیگری پایان می یابد. این امر از سرعت و هیجان بازی می كاهد و باعث می شود تا به هنگام رسیدن به Mission Statusها احساس ناراحتی كنید. برای جلوگیری از حس تكراری شدن گیم پلی، یك سری Mini Game‌ مانند استفاده از وسایل نقلیه یا چند صحنه سینمایی از پیش تعیین شده در بازی قرار دارند كه خالی از لطف نیستند. طراحی و تنوع مراحل بسیار گسترده تر از نسخه قبلی شده، اما همچنان مراحل، ساختاری خطی دارند و غیر از این هم انتظار نمی رفت.

تعداد و تنوع اسلحه های موجود در سطح قابل قبولی است و همچنین امكان شخصی سازی آن ها وجود دارد. در صورت نیاز، می توان به صورت تن به تن با دشمنان درگیر شد كه به یك سری صحنه های QTE خلاصه می شود. یكی از مكانیك هایی كه بصورت افراطی در بازی وجود دارد، امكان Breach است كه به از نابودی تعداد زیادی از دشمنان ختم می شود. اگر MoH: Warfighter را به یاد داشته باشید، هنوز خاطره تلخ Breach‌ كردن های متعدد و تكراری در ذهنتان باقی مانده است. در نهایت باید به بخش چندنفره بازی اشاره كرد كه بصورت Co-op آفلاین و آنلاین به آن پرداخته شده است.

نتیجه گیری

اگر از آن دسته بازیكنانی هستید كه به سری بازی های GeoW علاقه دارید و از مكانیك های هیجان انگیز آن لذت می برید، باید گفت كه TDC همان بازی ای است كه به دنبالش هستید كه فقط جای خالی ماركوس فنیكس (Marcus Fenix) در آن حس می شود!



پنج‌شنبه 15 فروردین 1392 :: 21:47 :: نويسنده : gamelive
انگیزه ای برای مردن

 

درباره The Walking Dead: Survival Instinct تنها می توان به یک موضوع جالب اشاره کرد. لحظاتی در طول بازی وجود دارند که شما در آن ها دلهره را احساس خواهید کرد. مواقعی که مشغول پیدا کردن آیتم های مختلف هستید، حس اینکه باید خود را به شکلی نجات دهید را تجربه خواهید کرد. میزان مهمات بسیار کم است و استفاده از سلاح هایی مانند Shotgun آخرین گزینه ای است که باید از آن استفاده کنید. صدای سلاح های شما، آژیر خطری برای سایر Walkerها است و آن ها را به سمت شما می کشاند. همچنین در اکثر مواقع، این شما هستید که باید راهی برای نجات دادن خود پیدا کنید.

همیشه در مکان های تاریک حضور دارید و باید Walkerها را بدون سر و صدا از بین ببرید. بارها و بارها در این شرایط قرار می گیرید و اتمسفر بازی می تواند شما را درگیر خودش کند، اما این موضوع تنها نکته مثبت این عنوان به حساب می آید. استودیوی Terminal Reality در پیش نمایش های قبلی اش از SI گفته بود که این بازی بر اساس مجموعه تلویزیونی TWD ساخته شده و به جزئیات زیادی توجه کرده که فضای بازی را به سریال شبیه کند. آن ها داستانی را بیان کرده اند که شامل Walkerهایی با دندان های تیز می شود و همیشه سعی می کنند که خودشان را به شما نزدیک کنند تا بتوانید ظاهر کمیک مانند آن ها را مشاهده کنید. داستان بازی به شکلی طراحی شده که اصلاً جالب نیست و شامل صحنه های زیبایی نمی شود و گیرایی خاصی ندارد.

دیالوگ های بازی بسیار بد هستند و به هیچ عنوان ارتباطی با فضای بازی ندارند. شما می توانید Walkerها را در این بازی با چاقو تکه تکه کنید. تنها کافی است که چهار ضربه به آن ها بزنید تا از شما فاصله بگیرند. در SI سرهایی که از تن جدا شده اند نیز هنوز زنده هستند. آن ها هوا را گاز می گیرند و امیدوار هستند که در گاز بعدی تکه ای از بدن یک موجود زنده را بدست بیاورند! در این بازی کشتن Walkerها با اشتباهات زیادی همراه است. این کار مانند این می ماند که شما در حال نوشتن زندگی نامه فردی هستید، اما نمی دانید که آیا او زن است یا مرد! Terminal Reality قبلاً اعلام کرده بود که آن ها سیستمی طراحی کرده اند که می تواند هزاران Walker تولید کند.

این موضوع نیز اصلاً در بازی قابل تشخیص نیست و کاملاً می توانید متوجه تعداد حضور آن ها بشوید. حتی می توانید زمان بندی برای حمله Walkerها را حدس بزنید و نسبت به صدای محیط متوجه شوید که آن ها در آنجا حضور دارند یا خیر. تنها 4 یا 5 نوع Walker مختلف در بازی دیده می شوند و تمام آن ها کپی هایی از یکدیگر هستند. این موضوع، حس خوبی در بازی ایجاد نمی کند و فضای آن را نابود کرده است. مبارزه با سلاح های سرد بسیار بد از کار درآمده است. نمی توانید حدس بزنید که از چه فاصله ای قادر به کشتن Walkerها با سلاحی که در دست دارید، هستید. شعاعی که سلاح شما می تواند به Walkerها صدمه بزند، میزان مشخصی ندارد و برخی موارد، شما را با از بین بردن برخی Walkerها غافلگیر می کند.

اگر با چند Walker مختلف روبرو شدید که قطعاً این اتفاق در بازی رخ می دهد، نگرانی های شما در این زمان بیشتر خواهد شد. در این لحظه ها آرزو می کنید که یک چاقو داشتید که به وسیله آن می توانستید مغز آن ها را سوراخ کنید. المانی به نام The Instakill در بازی وجود دارد که تنها زمانی فعال می شود که در پشت سر Walkerها قرار می گیرد. مشکل اینجاست که این قابلیت در زمانی که Walkerهای زیادی در محیط قرار داشته باشند، بی فایده می شود و حتی ممکن است خود را در این قسمت ها قربانی کنید. این بازی به هیچ عنوان به سریال تلویزیونی وفادار نبوده و چیزهایی را در خودش قرار داده که اصلاً مشاهده نکرده ایم.

به طور مثال، Walkerها در این بازی جاخالی می دهند، در حالیکه در سریال چنین قابلیتی ندارند. گر چه می توانید با پرتاب آیتم های مختلف سر و صدا ایجاد کنید، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که آن ها حتماً به سمت صدا بروند. مبارزه با سلاح های گرم نیز خوب از کار درنیامده اند و صدایی که سلاح ها به وجود می آورند، دردسر بیشتری ایجاد می کنند. هیچ گونه تاکتیک خاصی برای بازی کردن وجود ندارد و روند بازی بیشتر بر اساس شانس پایه ریزی شده است. همچنین روند تعویض سلاح ها نیز بسیار کند صورت می گیرد و در این قسمت ها ممکن است مورد حمله دشمن قرار بگیرید. وقتی قصد پر کردن مجدد یک سلاح را دارید، دقیقاً زمانی است در حال خودکشی هستید!

حتی بخش های مخفی-کاری نیز خوب از کار درنیامده، چرا که هرگز به عنوان یک روش بسیار خوب در بازی به آن نگاه نشده است. در بسیاری از مراحل، سعی می کنید که کارهای مخفی-کاری انجام دهید، اما این قسمت ها آنقدر بد طراحی شده اند که کار شما بی نتیجه می ماند و اصلاً هیجان خوبی را در بر ندارند. حتی در آخر نیز ممکن است که غذای Walkerها شوید و از بین بروید. در میان مراحل، مشاهده کردیم که قسمت های استراتژی نیز گنجانده شده اند. شما به بخش های مختلفی خواهید رفت و تصمیم می گیرید که به چه قسمت هایی بروید. اتوبان ها، خیابان ها یا کوچه ها مسیرهایی هستند که می توانید آن ها را انتخاب کنید تا برای خود غذا، مهمات و... پیدا کنید. حتی نجات یافتگان دیگری را پیدا کرده و از آن ها در تیم خود استفاده می کنید. می توانید آن ها را به مأموریت های دیگری بفرستید تا غذا و مهمات پیدا کنند.

ممکن است آن ها در طول این مأموریت ها آسیب ببینند یا حتی کشته شوند، اما شما می توانید برای مدتی از آن ها حفاظت کنید. همان طور که می دانید، SI درباره دو برارد به نام های مرل (Merle) و داریل (Daryl) است. رابطه آن ها خوب به نظر نمی رسد و بازی در این قسمت یک ضعف بسیار بزرگ دارد. شما چیزی بیشتر از آنچه که سریال به آن اشاره می کند، درباره این دو برادر نخواهید فهمید. انیمیشن ها و صداگذاری این شخصیت ها تأثیرگذار نیستند و دیالوگ های آن ها واقعاً بد و بسیار ساده به نظر می رسند. در حالیکه SI هیچ مشکلی با از بین بردن قانون های دنیای TWD نداشته، توانسته به یک بازی بسیار بد تبدیل شود. دنیای این عنوان مانند دنیای Dead Rising رنگی نیست و تنها Walkerها را پشت یکدیگر مشاهده می کنید که سعی می کنند به شما حمله ور شوند. اگر تنها 2 دقیقه این بازی را انجام دهید، با روند کلی آن آشنا خواهید شد.



پنج‌شنبه 15 فروردین 1392 :: 21:46 :: نويسنده : gamelive
پرواز در آسمان

 

از هر نظر که بخواهید بگویید، BioShock: Infinite یک عنوان بسیار خوب به حساب می آید. یک بازی هوشمندانه از نظر طراحی هنری و استفاده از تکنولوژی های مختلف که باعث شده محیط ها به شکل بسیار جالبی غیر طبیعی به نظر برسند. دنیایی زیبا که بسیار با دقت کار شده باشد را در کمتر بازی ای می توان مشاهده کرد. صداگذاری ها واقعاً عالی هستند. از موسیقی ها گرفته که المان های تاریخی مهمی در آن ها دیده می شوند تا افکت های صوتی که حالت ماشینی این شهر را به شما نشان می دهند، بسیار گیرا از کار درآمده اند. مبارزه ها بسیار عالی هستند و فرمول بسیار جالبی دارند که باعث شده شما به شکلی کاملاً تازه ای سرگرم شوید.

با همه این تعریف ها، شاید خیلی ها منتظر یک اما در Infinite باشند. تنها قسمتی که شما را با این مسئله روبرو می کند، عمق داستانی آن است که واقعاً هوشمندانه نوشته شده و از جمله بخش هایی است که می توان ساعت ها درباره آن بحث کرد. در 6 سال گذشته، سریال های زیادی ساخته شده اند که می توانند ذهن شما را برای چنین بازی ای آماده کنند و  Infiniteدر این قسمت شما را با چالش روبرو می کند. بازی در شهری رخ می دهد که کلمبیا نام دارد و توسط دولتمردان آمریکایی تأسیس شده و جایی است که قرار است از هر گناهی مبری باشد و رهبر آن، فردی زمینی به نام زاکاری کامستاک (Zachary Comstock) بوده که به عنوان پیامبر شناخته می شود.

داستان Infinite واقعاً شما را تحت تأثیر قرار می دهد. هر تغییری که در بازی رخ می دهد، با جلوه های گرافیکی شگفت انگیزی همراه است که در نوع خودشان بی نظیر هستند. برای اولین بار که محیط ها را مشاهده می کنید، می خواهید چند دقیقه ای را به تماشا بنشینید و چیزهای منحصر به فرد و غیر معمول آن را ببینید. شما به شکل جالبی وارد کلمبیا می شوید. البته ممکن است این شک باعث شود تا برخی از قسمت های جالب بازی مانند یک مجسمه طلایی را مشاهده نکنید. سپس وارد مسیری می شوید که شمع های بسیاری در آن قرار گرفته اند که با عبور شما خاموش می شوند.

نمادپردازی ها در کلیسایی که این شمع ها در آن قرار گرفته اند، بیداد می کنند و این همان هیولایی است که در Infinite نهفته است. این بازی التماس می کند که آن را شروع و آنالیز کرده و در باره تک تک قسمت های آن صحبت کنید. از همان ابتدا، شما درگیر هماهنگی بی نظیری می شوید که در بازی وجود دارد و همین موضوع به خوبی به سایر قسمت ها نیز می رسد و در مبارزه ها نیز آن را مشاهده می کنید. تمام چیزهایی که در Infinite مشاهده می کنید، به شکل کاملاً طبیعی ای با هم هماهنگ هستند. قبل از اینکه کسی متوجه شود، شما به این موضوع پی می برید که پوسترهایی که در سرتاسر کلمبیا قرار گرفته اند و خالکوبی روی دست شخصیت اصلی، نشانی از چوپان دروغین (The False Shepherd) است.

این موضوع را زمانی متوجه می شوید که درهای نژادپرستی را در سرزمین آزاد کلمبیا مشاهده می کنید. شما با این خالکوبی به دشمنی برای این شهر تبدیل می شوید. اتفاقات زیادی در بازی رخ می دهند که این شهر را به مکانی نفرت انگیز تبدیل می کنند و کم کم شما مجبور می شوید تا اولین تصمیمات خود را در بازی بگیرید. آیا در برابر قساوت از خود واکنش نشان می دهید؟ آیا سعی می کنید تا عدالتی که در ذهن دارید را اجرا کنید؟ یا آیا چشم هایتان را به روی این اتفاقات می بندید؟ اما موضوع اینجاست که Infinite بازی انتخاب ها نیست. تمام انتخاب های بازی غالباً زودگذر هستند و به نوعی یک امکان جالب است که به شکل هوشمندانه ای در این عنوان پیش روی شما قرار می گیرد و برای شما چند پایان مختلف را به نمایش درمی آورد.

این انتخاب ها به طور مثال اینگونه هستند: آیا کودک را می کشید؟ بله، خیر! هر انتخابی که در بازی انجام دهید، در نهایت عدم تحمل شما را به نمایش می گذارد. شما در Infinite بر اساس پیشگویی ها، نابود کننده کلمبیا هستید و این موضوع از همان لحظه که مبارزات آغاز می شوند، آشکار است. بسیاری از انتخاب ها به راحتی فراموش می شوند، اما صحنه هایی که مشاهده می کنید، تأثیرگذار هستند. Infinite عنوانی است که خشونت را به شکل ساده و با خلاقیت زیادی به تصویر می کشد. شخصیت بوکر دوایت (Booker Dewitt) یک دزد است و قدرت های جادویی و فیزیکی خاص دنیای Infinite باعث می شوند تا او فرصت های زیادی را پیش روی خودش مشاهده کند. اولین قدرتی که او بدست می آورد، Electric Bolt است.

قدرت های شما در این بازی Vigor نام دارند و در واقع کاربرد آن ها همانند Plasmidها در نسخه های قبلی است. اما Vigorها قابلیت های دوگانه دارند. یکی از این قدرت ها Devil’s Kiss نام دارد که می تواند برای شما نارنجک یا مین درست کند. این موضوع بستگی به این دارد که آیا LT (در نسخه Xbox 360) را سریع فشار می دهید و یا آن را نگه می دارید. حتی به وسیله قدرت هایی که دارید، می توانید دشمنان خود را با مرگ آنی روبرو کنید و آن ها را در کمتر از یک ثانیه از بین ببرید. مبارزه با دشمنان بزرگتر، چالش های بیشتری را پیش روی شما قرار می دهند و قدرت انسانی بیشتر و ارتقاهای گران قیمتی را می طلبد، اما هر چقدر از قدرت های سنگینی استفاده کنید، تأثیر بسیار بد آن ها را روی خود مشاهده خواهید کرد.

گیم پلی بازی از جایی که الیزابت (Elizabeth) و Skylineها به بازی اضافه می شوند، لایه های پیچیده تری را به نمایش درمی آورد و چالش برانگیزتر می شود. Skylineها مسیرهای ارتباطی کلمبیا به حساب می آیند که شما را به قسمت های مختلف نقشه بازی خواهد برد، اما استفاده از آها باعث می شود تا دشمن موقعیت شما را شناسایی کند و در این لحظه مشاهده می کنید که آن ها درخواست کمک می کنند. همچنین لایه آخری که در گیم پلی بازی وجود دارد، حرکت بین دنیاهایی است که الیزابت راه به آن ها را باز می کند. این قابلیتی است که کل پیش زمینه داستانی بازی بر اساس آن پایه ریزی شده است.

در این دنیاها نیز با مبارزات مختلفی روبرو می شوید که همه آن ها مکانیزم اصلی بازی را شامل می شوند. الیزابت می تواند به چند دنیای مختلف دسترسی داشته باشد و در آن ها کارهای خاصی انجام دهند. او تأمین کننده سلاح و سلامتی شما نیز هست. همکاری الیزابت و بوکر Infinite را واقعاً جذاب و دیدنی کرده است. رابطه این دو شخصیت به دلیل پیش زمینه داستانی بازی، بسیار خوب است. تنها مشکل، اینجاست که رابطه ها در این بازی کمی غیر واقعی به نظر می رسند که با المان های علمی-تخیلی به خوبی این خلاء را پر کرده اند. Infinite طرح سفر در زمان و تئوری کوانتوم را در هم می شکند و چند دنیای بسیار جذاب را پیش روی شما قرار می دهد.

همچنین داستان بازی به شکل عجیبی هم ساده به نظر می رسد که در مبارزه با Bossها این موضوع را متوجه می شوید و هم آنقدر درگیر کننده می شود که باید آن را در ذهن خود بررسی کنید. این بازی از آن عنوان هایی به حساب می آید که دوست دارید درباره آن صحبت کنید و به بخش های مختلف داستان بپردازید. Infinite پتانسیل بالایی در این قسمت دارد رازهای زیادی در آن نهفته هستند. همچنین نباید از دیالوگ های بسیار زیبا، گرافیک خوب، فضای هنری و صداگذاری فوق العاده آن غافل شویم. Irrational قطعاً با Infinite تمام آن چیزی که از BioShock می شناختیم را پشت سر گذاشته، اما دوست داریم که آن ها نسخه های دیگری از این سری را نیز راهی بازار کنند.



پنج‌شنبه 15 فروردین 1392 :: 21:45 :: نويسنده : gamelive
بازی های همراه 2

 

Blood & Glory: Legend

پلتفرم: Android/iOS

در این بازی می توانید به یک گلادیاتور واقعی تبدیل شوید. Blood & Glory: Legend عنوانی است که برای سیستم های Android طراحی شده و به شما این امکان را می دهد تا کنترل یک گلادیاتور را به دست بگیرید. نبردهای زیادی را باید انجام دهید و اگر بتوانید تمام آن ها را با موفقیت پشت سر بگذارید، می توانید با امپراطور نیز مبارزه کنید. زمین ها و حالت های مختلف برای مبارزه، از قسمت های جالب توجه این بازی به حساب می آیند.

Espgaluda II

پلتفرم: iOS/Android

اگر از بازیکنان قدیمی باشید و بازی های Arcade را به یاد داشته باشید، Espgaluda II قطعاً مورد توجه شما قرار خواهد گرفت. در این بازی می توانید کنترل یک هواپیما را در دست بگیرید. 2 مد مختلف به نام های Smartphone و Arcade در بازی وجود دارند. در مورد Smartphone می توانید بازی را با توجه به قابلیت های تلفن همراه خود تغییر دهید و به نوعی بازی را به شکلی که خودتان دوست دارید، دربیاورید. اما اگر دوست دارید یک اکشن بسیار زیبا را تجربه کنید، باید به قسمت Arcade بروید. در این مد می توانید از بین 3 هواپیما یکی را انتخاب کنید. هر کدام از آن ها دارای قدرت های خاص خودشان هستند و همین موضوع لذت بازی کردن را بیشتر می کند.

Majesty: Northern Expansion

پلتفرم: iOS/Android

Majesty: Northern Expansion در واقع دنباله ای بر بازی بسیار زیبای Majesty: Fantasy Kingdom است که امتیازهای بسیار بالایی را از سوی کابران دریافت کرده است. این بازی ترکیبی از دو سبک RPG و RTS را پیش روی شما قرار می دهد و قابلیتی برای ساخت قهرمان های مختلف دارد که Indirect Control نامیده می شود. در NE می توانید کنترل قهرمان های مختلف را به دست بگیرید و کارهای گوناگونی را با آن ها انجام دهید. NE دارای 4 خط داستانی جدید است و به همین دلیل می تواند روند بسیار هیجان انگیزی را پیش روی شما قرار دهد.

Desert Stormfront

پلتفرم: iOS/Android/Windows Phone

اگر به دنبال یک بازی RTS بسیار خوب برای سیستم Android خود می گردید، پس Desert Stormfront گزینه بسیار مناسبی برای شما خواهد بود. این بازی شما را به یاد عناوین کلاسیک این سبک خواهد انداخت و المان های گیم پلی آن نیز از روی بازی هایی مانند Command and Conquer و Age of Empires برداشته شده است. روند بازی به شکل بسیار خوبی برای تبلت ها ساخته شده است. گیم پلی آن کمی آرام است، اما برای یک بازی استراتژی مناسب به نظر می رسد. در DS می توانید کنترل کشورهایی مانند ایران، عراق، ایتالیا، عربستان، مصر، افغانستان، انگلیس، آمریکا و فرانسه را به دست بگیرید. ساخت و سازهای مختلف، تولید نیروها و تجهیزات نظامی نیز بخش مهمی از بازی را تشکیل می دهند.

Drift Mania Championship 2

پلتفرم: iOS/Android/Windows Phone

Drift تنها بخش کوچکی از بازی های رانندگی را شامل می شود، اما در بازی Drift Mania کل بازی را شامل شده است. در نسخه دوم این سری از بازی ها با گرافیک بهتر و شخصی های بیشتری روبرو خواهید شد. همچنین بخش آنلاین بازی نیز با پیشرفت های قابل ملاحظه ای همراه بوده است. DM آنقدر مورد توجه قرار گرفته که بیش از 10 میلیون نفر در سرتاسر دنیا آن را بازی کرده اند. این بازی تجربه فوق العاده ای از Drift را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

Call of Mini – Zombies

پلتفرم: iOS/Android

یک بازی فانتزی دیگر با حضور زامبی های سبز رنگ! آن ها در Call of Mini شما را درگیر ماجرای جالبی می کنند. یک ویروس عجیب، باعث می شود که مردم یک شهر کوچک به زامبی تبدیل شوند. زامبی ها که تنها به دنبال انسان ها و موجودات زنده دیگر هستند، در شهر پرسه می زنند تا طعمه جدیدی پیدا کنند. اینجاست که بازیکنان باید زامبی ها را از بین ببرند. آیا شما از حمله زامبی ها جان سالم به در می برید؟

Exile Sphero

پلتفرم: iOS/Android

اگر به دنبال یک بازی شگفت انگیز هستید، Exile Sphero را از دست ندهید. یک بازی تیراندازی بسیار زیبا که می تواند نظر شما را به خودش جلب کند و دنیا را در دستان شما قرار دهد. اسفرو (Sphero) نام شخصیت اصلی بازی است که از سیاره اش رانده می شود. پس از مدتی او تصمیم می گیرد که هر طور شده به سیاره اش بازگردد، اما در این بین باید با روبات هایی که به آنجا حمله کرده اند، مبارزه کند. در ES باید مبارزه کنید، سفینه های دشمن را از بین ببرید و انرژی لازم برای ادامه سفر را بدست بیاورید. امکان ارتقاء قدرت سلاح ها نیز در بازی وجود دارد و این امکان باعث می شود تا آن را چند بار بازی کرد.

Zombie Frontier

پلتفرم: Android

ویروسی مرگبار در سرتاسر شهر پخش می شود و تمام مردم به زامبی تبدیل می شوند! یک اتفاق کلیشه ای در دنیای بازی ها که اینبار در Zombie Frontier رخ می دهد. بازیکنان در این بازی نقش تنها نجات یافته شهر از این ویروس را ایفا می کنند و برای زنده ماندن باید با زامبی ها نیز مبارزه کنند. ZF یک بازی اول-شخص است که در آن تنها باید از خود دفاع کنید. وظیفه اصلی شما تیراندازی به زامبی ها است. نباید بگذارید که آن ها به شما نزدیک شوند. اگر در انجام این کار ناکام بمانید، به غذای زامبی ها تبدیل می شوید.

Fort Courage

پلتفرم: Android

در این بازی دو کودک را مشاهده می کنید که باید در موج های مختلف با Undeadها، روبات ها و دایناسورها مبارزه کنند. Fort Courage یک بازی بسیار هیجان انگیز، زیبا و خلاقانه است که از گرافیک بسیار خوبی نیز بهره می برد. این بازی به شما اجازه می دهد تا دو شخصیت را کنترل کنید و با آن ها دشمنان مختلفی را از بین ببرید. در FC می توانید تجهیزات جدیدی برای خود خریداری کنید و با امکانات بیشتری به مبارزه با دشمنان بپردازید. این بازی دارای 6 دنیای متفاوت است که در هر کدام آن ها با موجودات گوناگونی مبارزه می کنید و چالش های متفاوتی را پشت سر می گذارید.

Fluid Football

پلتفرم: iOS/Android/Windows Phone

یک بازی فوتبال چیزی است که خیلی ها دوست دارند روی پلتفرم موبایلشان بازی کنند. یکی از این بازی ها، عنوانی است به نام Fluid Football که می تواند شما را سرگرم کند. این بازی توانسته به شکل خوبی از قابلیت های ورزش فوتبال روی تلفن های هوشمند و تبلت ها استفاده کند و کاری کند که این ورزش روی این پلتفرم های بسیار هیجان انگیز به نظر برسد. همچنین این بازی به شکلی طراحی شده که بازیکنان بتوانند کارهای زیادی را در زمان بازی کردن انجام دهند و یک تجربه خوب از فوتبال را بدست بیاورند.



پنج‌شنبه 15 فروردین 1392 :: 21:44 :: نويسنده : gamelive

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران